عقلانیت
افسوس که حتی هم از بهار
لعنت به این منطق دو و دو
چهار
گویی نمی شود
نخواه
می خواهمش ولی
دیگر نخواه خوب
یا دیگری بخواه
در جای خالی اش یک چیز دیگری را بگذار
لعنت به این منطق دو و دو چهار
این جای خالی اش
خوب جای خالی اوست
این پر نمی شود با چیز دیگری
از بس که تو خری
یک ذره فکر کن
از ذره بیشتر
هر ذره که منست
هر لحظه ای که هست
فکر است و فکر من
فکر است
فکر اوست
این قدر مسخره
بچه
نباش و لوس
این فکر نیست
که تو
تنها خیالبافی با روانی بیمار
لعنت به این منطق دو و دو چهار
بیمار اگر منم
زنگی چرا نزد
احوال پرسی ام؟
آمد مگر
بگو
آمد عیادتم؟
خود را نزن به خواب
از چشم او تمام گشته ای
بفهم
دیگر برای او
بی ارزشی
ببین
از چشم من ولی
بی او نه من فقط
دنیاست این چنین
از این گلایه ها آخر چه فایده ایست؟
این بحث فایده نیست
خوب راه چاره چیست؟
او راه نیست جای این
از من بپرس پس
آخر ستاره کیست؟
آخر ستاره کیست؟
جز دختری از انبوه دختران بی شمار
لعنت به این منطق دو و دو چهار
لعنت
به این منطق دو و دو
چهار
لعنت به این منطق دو و دو
چهار
گویی نمی شود
نخواه
می خواهمش ولی
دیگر نخواه خوب
یا دیگری بخواه
در جای خالی اش یک چیز دیگری را بگذار
لعنت به این منطق دو و دو چهار
این جای خالی اش
خوب جای خالی اوست
این پر نمی شود با چیز دیگری
از بس که تو خری
یک ذره فکر کن
از ذره بیشتر
هر ذره که منست
هر لحظه ای که هست
فکر است و فکر من
فکر است
فکر اوست
این قدر مسخره
بچه
نباش و لوس
این فکر نیست
که تو
تنها خیالبافی با روانی بیمار
لعنت به این منطق دو و دو چهار
بیمار اگر منم
زنگی چرا نزد
احوال پرسی ام؟
آمد مگر
بگو
آمد عیادتم؟
خود را نزن به خواب
از چشم او تمام گشته ای
بفهم
دیگر برای او
بی ارزشی
ببین
از چشم من ولی
بی او نه من فقط
دنیاست این چنین
از این گلایه ها آخر چه فایده ایست؟
این بحث فایده نیست
خوب راه چاره چیست؟
او راه نیست جای این
از من بپرس پس
آخر ستاره کیست؟
آخر ستاره کیست؟
جز دختری از انبوه دختران بی شمار
لعنت به این منطق دو و دو چهار
لعنت
به این منطق دو و دو
چهار

0 Comments:
Post a Comment
<< Home