duel
مثل ترکی بر خاک که بارانی را
تو را
و تو من را نه
نه حتی مثل فاضلاب
با سنگی از جوی ولیعصر
خواستن
نخواستن
و میان این دو تن
من
خرد می شوم
لگد مال
زیر سم اسب های این دو سوار
که در گریز و تعقیب
با همند
نبرد من با رقیبم نیست
که او تنها
خیال خاطره ایست
جنگی است در من
میان تو
با من
فرار می کنی و همواره در منی
نیستی و می زنی
می زنی
و من اگر ضربه ای هم دارم
باز بر من است
که جنگی است در من
نه به سر تو
که بر سر من
باید قبول کنی
تو داغی زدی بر دلم
داغدارم من
داغ خورده ام به نام تو
و بر این مایملک
حق اگر داری
مسئولی هم تو
این را دبیر
وقتی که جوراب ها بوی گلاب می دادند گفته بود
می گریزی و در منی
می جویم و نیستی
و بامدادان
هر روز
پلک هایم لگدمال سم اسب های این دو سوار
آه می کشند
تو را
و تو من را نه
نه حتی مثل فاضلاب
با سنگی از جوی ولیعصر
خواستن
نخواستن
و میان این دو تن
من
خرد می شوم
لگد مال
زیر سم اسب های این دو سوار
که در گریز و تعقیب
با همند
نبرد من با رقیبم نیست
که او تنها
خیال خاطره ایست
جنگی است در من
میان تو
با من
فرار می کنی و همواره در منی
نیستی و می زنی
می زنی
و من اگر ضربه ای هم دارم
باز بر من است
که جنگی است در من
نه به سر تو
که بر سر من
باید قبول کنی
تو داغی زدی بر دلم
داغدارم من
داغ خورده ام به نام تو
و بر این مایملک
حق اگر داری
مسئولی هم تو
این را دبیر
وقتی که جوراب ها بوی گلاب می دادند گفته بود
می گریزی و در منی
می جویم و نیستی
و بامدادان
هر روز
پلک هایم لگدمال سم اسب های این دو سوار
آه می کشند

0 Comments:
Post a Comment
<< Home